تبليغاتX
(هگارا) (یاد یار)
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة
لحظه های آخر
ببین!
نفس های به شماره افتاده ام را
ببین!
ببین خش خش حلقوم مجروحم
ببین!
دشنه را در دستانم
ببین!
کمان ها را در دستان دشمنانم
ببین!
که تنها امیدم ...

پ.ن: تقدیم به خودم!

|+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 22:54 |

خونین خیال
میان خونم و ترسم که گر آید خیال او
خیالش را به خون دل بیالایم

پ.ن: خیالت را هم از من دریغ می کنی ای بی دریغه آشنای قدیمی؟ 

|+| نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 ساعت 1:46 |

سوراخ
جورابت سوراخ بود.
جورابم سوراخ شد.
بهترین جورابم سوراخ بود.

پ.ن: کم کم داره فکر کردن یادم میره!!!

|+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 6:52 |