تبليغاتX
(هگارا) (یاد یار)
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة
دانشگاهیانه!

و آن زمان که عشق تو را آبستن می شدم
هیچ
اندیشه ای  از زایمانم نبود...

***

اما به هر حال
درد
مادر را مادر می کند
پاک پاک
بر فراز بهشت


پ.ن: عجب ملعبه ای شده است این عشق!!!

|+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 18:14 |

فقیر
زیر پایم آنقدر سست است که حتی تحمل خودم را هم ندارد چه رسد به این همه ادعا...


پ.ن: بیخودی نگرانی که چه را از دست ندهی، محافظه کار؟  داراییت چیست؟
پ.ن: ان للحسین محبة فی قلوب المؤمنین...

|+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 21:55 |

طبیعت زمانه
طبیعیه که دو تا ادم وقتی کنار هم میشینن جز پرسیدن آب و هوا حرف دیگه ای واسه گفتن نداشته باشن؟
این که یکی فکر کنه داره تموم می شهو احتیاج مبرم به یه معلم داره چی؟ 

پ.ن: منش بعضی آدم ها به طرز عجیبی نشون میده که بعضی عقاید آدما به خیلی چیزا به جز کتاهایی که می خونن و حرفایی که میشنون بستگی داره...

|+| نوشته شده توسط من در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 23:43 |