تبليغاتX
(هگارا) (یاد یار)
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة
قابل توجه من
ماه مبارك رمضان فرصت مناسبى است براى پى بردن به اسرار عالم، بايد به همان مقدار غذايى كه نيروى انسان را تأمين كند بسنده كرد، هيچ كس با پرخورى به جايى نمى‌رسد، در تعبيرات اخلاقى اسلام آمده است كه: «ما ملأ آدمى وعاءً شراً من البطن»(1): انسان هيچ ظرفى را به بدى ظرف شكم پر نكرده است، شكم كه پر شد راه فهم مسدود مى‌شود، انسان پرخور هرگز چيزفهم نيست و هرگز به اسرار و باطن عالم پى نخواهد برد.
شكمبارگى، بى‌ارادگى و خمودى مى‌آورد و رعايت اعتدال در خوردن، سلامتى، طول عمر و نورانيت دل مى‌بخشد. خوردن بيش از حدّ، هم روح را سرگرم مى‌كند تا غذاى زايد، هضم شود و هم بدن را به سوخت و ساز بيشترى وادار مى‌سازد و سرانجام انسان را زودتر از موعد از پا در مى‌آورد، نوعاً انسانهاى پرخور، عمر طولانى ندارند.

1. بحار، ج 63، ص 330.

مأخذ: (حكمت عبادات، ص 127)
|+| نوشته شده توسط من در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 13:36 |

امروز
هیچ چی مثه روزمرگی استعداد ها رو له!!! نمی کنه

اینو همین امروز فهمیدم

|+| نوشته شده توسط من در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 11:14 |

دلنوشت 1
عقلم نمی رسه
من زن می خوام
چرا باید بالا شهر بیشتر برف بیاد حالا این هیچ چی چرا فقط باید بالا شهر دبیرستاناش تعطیل بشه؟
فکر می کنم خیلی می فهمم و فکر می کنم جمله ی اولم دروغه ولی مطمئنم که راسته
محرم نزدیکه
|+| نوشته شده توسط من در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 14:41 |

مزخرف
یه نیگا به وبلاگم کردم دیدم بابا یه مطلب به درد بخور توش پیدا نمی شه! عجب وبلاگ مزخرفیه! عجب نویسنده مزخرفی داره! دریغ از یه دلنوشت اساسی

پ.ن: اینم روش
|+| نوشته شده توسط من در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 14:37 |

قشنگه
همه می گن اگه آقا بیاد خیلی خوب میشه!
همه شیکما سیر می شه
 همه آدما ماشین خوب سوار میشن
همه شلوار مارک دار می پوشن
همه فلان میشن همه بیسان میشن
ولی من فکر می کنم شاید الآن یه کم و فقط یه کم درد بعضیا که آرامششون پر زد و رفت (خودم سر چهار راه دیدمش داش می رفت) از درد شیکم و حوالیش فراتر باشه! یه دردی که درد آخرالزمونی باشه! یه درد نو ریشه دار!!! شایدم کهنه ترین درد بشریت!
خلاصه اگه بیاد مسایل حل میشه قبول نداری؟!؟
|+| نوشته شده توسط من در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 14:33 |

سعدیا!!!
هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش         نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش                وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش                         وانکه در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش
چون دل از دست بدر شد مثل کره ی توسن             نتوان باز گرفتن به همه شهر عنانش
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق                     مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
خفته ی خاک لحد را که تو ناگه به سر آیی               عجب ار باز نیاید به تن مرده روانش
شرم دارد چمن از قامت زیبای بلندت                       که همه عمر نبودست چنین سرو روانش
گفتم از ورطه ی عشقت به صبوری به در آیم              باز می بینم و دریا نه پدیدست کرانش
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد                       بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش
چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی                      بنده بی جرم و خطایی نه صواب است، مرانش
نرسد ناله ی سعدی به کسی در همه عالم              که نه تصدیق کند کز سر دردی است فغانش
گر فلاطون حکیمی مرض عشق بپوشد                     عاقبت پرده بر افتد ز سر راز نهانش     
|+| نوشته شده توسط من در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 13:59 |

قانون
آیا جملهی زیر یک قانون است؟
همیشه قوی تر ، برنده است>
|+| نوشته شده توسط من در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 17:34 |