تبليغاتX
(هگارا) (یاد یار)
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة
شد محرم
دوباره محرمه ... دوباره پیرهن سیاه ... دوباره عشق بازی ... دوباره هروله ... دوباره گدایی ... دوباره اشک غم ... دوباره اشک شوق ... دوباره لذت حقیقی ... دوباره سوختن ... دوباره ارزشمند شدن ... دوباره قول دادن ... دوباره طعنه شنیدن...
مولای من دلهامان در یاد تو می تپد و در فراغت ، ناله می زند. ما را نیز در غم خود شریک بدان که ما تنها خدا را می خواهیم و از کس در راه عشق او نمی هراسیم.
|+| نوشته شده توسط من در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 14:46 |