![]() سر در خونه ی قلب من نوشته یا حسین
منوی اصلیواصبر نفسک مع الذین یدعون ربّهم بالغدوة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتّبع هواه و کان امره فرطا نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طره یاری گیرند (حذف) هگارا موجودی که اشتباهی بود.(حذف)
پست الکترونیک بایگانی مطالب بایگانی مطالب
بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 مهر 1390 فروردین 1390 مرداد 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشيو جستجو
پیوندها
|
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة برنامه
"آروم بشین" آدمی باید خراب شود
بشر باید گرسنگی و عریانی را تجربه کند ضعف او باید آشکار شود و این ضعف باید بر طرف شود... پ.ن: و لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما
برچسبها: آدم, عزم, بشر, پیش دوران |+| نگاشته آقا حامد در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ساعت 22:2 |
قدرت واقعی
اگر چه به فلسفه و منطق کم ترین ارادتی ندارم؛ اما قدرت آنها را در به تصویر کشیدن عجز آدمی می ستایم.
پ.ن: نه منطق می دانم و نه فلسفه. این افاضات تنها بر اساس مشاهده ی دو عاقل مرد است! یکی منطقی و دیگری فیلسوف. برچسبها: فلسفه, منطق, عقل, عجز |+| نگاشته آقا حامد در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 14:54 |
بشریت در اوج
در این میدان خالی این همه جار و جنجال و داد و هوا و ادعا برای چه است نمی دانم!
|+| نگاشته آقا حامد در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 14:51 |
اله
سال 1345 بود و من 30 ساله بودم و جوان. دورهی بازجویی در ساواك را تجربه میكردم. شب و روز آزادی و خلاص خود از بند را از خداوند و همهی بندگان صالح او درخواست میكردم و خبری نمیشد. از شدت ناراحتیها دستهایم دانهها زد. یك روز صبح آیهای به نظرم آمد كه بارها به آن استناد كرده بودم و دلیل توحید و وحدانیت خداوند بود؛ «لو كان فیهما آلهة الاّ الله لفسدتا». اما این بار فقه حكومتی به دادم رسید و از این آیه معنی جدیدی دریافت كردم كه در غیر حال مبارزه و منازعه حاصل نمیشد. همیشه از عدم فساد جهان به عدم تعدد آلهة میرسیدم این دفعه از وجود فساد به وجود الهة اما نه در همهی عالم، كه در خودم پی بردم. از خودم پرسیدم آیا من هم جزء «فیهما» هستم؟ آیا حال و وضع خوبی دارم یا وضع بدی دارم؟ به خودم جواب دادم اگر وضع خوبی داشتم، چرا این همه دعا میكنم كه خلاص شوم؟ خوب است به دنبال «آلهة الا الله» میگشتم، دیدم خودم هستم كه میخواهم الوهیت كنم و برای خودم تصمیم بگیرم. الله برای تربیت من ماندن در زندان را لازم میداند و آلهة الاّ الله كه خودم باشم، برای راحت شدن خلاص خود را میطلبم. با خودم گفتم یكی از این دو باید كوتاه بیایند: یا الله یا آلهة الاّ الله. به خود گفتم با چه چیزت میخواهی خدا به نفع تو كنار برود؟ با علمت؟ با اطلاعاتت؟ یا با خیرخواهیت نسبت به خودت؟ دیدم در همهی این قسمتها حق با خدا است. پس با خداوند عهد كردم كه آزادی خودم را مطالبه نكنم و راضی به رضای او باشم. در این حال بود كه در جهنم ساواك برایم یك حوزهی بهشتی حاصل شد. در جهنم ساواك پلاس و فرشی بهشتی برایم پهن شد و راحت شدم.
پ.ن: این گونه به نظر می رسد که در قرآن بحث اللهیت حل شده فرض شده است! همه اللهی را که در گذشته قرار داشته باشد می پذیرند. مشکل بحث الهیت است که بسیاری از ما که در پی دعوت دوستان به خداپرستی هستیم در اینجای کار بدجوری می لنگیم! برچسبها: اله, آقا, تفسیر |+| نگاشته آقا حامد در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ساعت 20:13 |
چینج
اصلا قرار نبود همون جوری بمونه! چرا زور بی خودی می زنی؟
|+| نگاشته آقا حامد در شنبه دهم دی 1390 ساعت 23:26 |
2012
یعنی قد یه پشه آماده نیستم واسه صحنه هایی که منتظرش بودم پ.ن : داری به قسمت های صحنه دار ماجرا می رسیم. |+| نگاشته آقا حامد در جمعه نهم دی 1390 ساعت 0:45 |
موج من فوق موج
در میانه ی امواج تاریکی
لحظه ای درنگ و اندیشه ی آن که این جا جای من نیست به دنبال دیدگانی سرشار از توجه |+| نگاشته آقا حامد در جمعه نهم دی 1390 ساعت 0:20 |
مانع
ایمان آوردن به ستاره ها واسه (ما) بچه شهری ها سخت شده! اوناییمونم که ایمان داریم رغبتی به نگاه کردن به آسمون نداریم... میگن شبای کویر یه جور دیگست
|+| نگاشته آقا حامد در جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ساعت 22:9 |
تغییر
برخی تغییرها هراسناک اند!
پ.ن: آرزوهایم را اصلاح کن |+| نگاشته آقا حامد در جمعه چهارم آذر 1390 ساعت 16:25 |
اعمی
پرسید : با چه می بینی؟
گفت : با چشم هایم پس نور را دریغش داشتند |+| نگاشته آقا حامد در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 22:4 |
|