![]() واصبر نفسک مع الذین یدعون ربّهم بالغدوة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتّبع هواه و کان امره فرطا نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طره یاری گیرند هگارا موجودی که اشتباهی بود.
پست الکترونیک بایگانی مطالب بایگانی مطالب
تیر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 جستجو
پیوندها
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای
اشک های سجاده نیاز ابریشم مرز اندیشه PooYa ... (beta) من او اسپايدر مرد :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
رجا نیوز
انصار نیوز کوته نوشت بانک اطلاعات نشریات کشور سایت حکیم بزرگوار آیت الله جوادی آملی پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مصباح یزدی آوای آزاد شهرام جون story محسن نامجو تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
(هگارا) (یاد یار)
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة دل
یه موقع هایی واسه دل خودم اینجا می نوشتم!
الآن جایه یگه یی رو پیدا کردم واسه دل خودم بنویسم! برا دلای دیگم خیلی حرفی واسه گفتن ندارم! پ.ن: نتیجش می شه همین نیمه تعطیلی وبلاگ... |+| نوشته شده توسط من در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 21:12
تغییر فضا
با سلام
این چند مدت واقعا حرفی واسه گفتن نداشتم یعنی از اولشم نداشتم... اصلا حرفی که واسه گفتن باشه نمی دونم وجود داشته باشه یا نه... فردا هم کنکور دارم... پس فردا هم کنکورمو دادم... چن مدت دیگه اصلا یادمم نم یاد که من هم کنکور دادم... ۳ تا جمله واسه کنکور واقعا زیاد بود.. با این که می گمو دوست دارم اعتقاد داشته باشم که سیاست برام مهم نباشه این چن وقته اونقدر حرف سیاسی زدم که دیگه خسته شدم... از بین نامه های علما فقط از نامه ی آقای حائری به رهبری لذت بردم... خیلی لذت بردم... خدایا تو این شولوغ پولوغی ها از یادم نری ها... دوستت دارم يه عالمه پ.ن: تیتر هیچ ربطی با اینایی که نوشتم نداشت! مثله یکی از این خطها نوشت: |+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 11:49
چشم هاي باز
هر چه فضا شفاف تر، بهتر!
مصالح عمومي فراتر از آبروي اشخاص است... |+| نوشته شده توسط من در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 10:22
موضع گیری
با داشتن بعضی نقدها به آقا محمود اما حمایت خود را از این کاندیدا اعلام می داریم!
|+| نوشته شده توسط من در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 17:28
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است
یه مدته تصمیم آبتنی گرفتم.
اونم همین الآن. پ.ن: رخت ها را بکنیم... |+| نوشته شده توسط من در یکشنبه دهم خرداد 1388 ساعت 21:25
پوسته
حس می کنم یه آدم دیگه شدم!
نه حرف از شدن نیست از بودنه... دارم می ترسم! وقتی می بینی به یه چیزایی بندی که نمیبینیشون و نمی شناسیشون! هم امید وار کنندست هم ترسناک! |+| نوشته شده توسط من در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 19:3
تو و دوستان را دوست دارم
به غیر از دوست داشتن (که مقوله ی بسیار پیچیده ای است از نظر من!) ، شناخت در رفتار آدمي و غم و شاديش تاثير به سزايي دارد.
پ.ن: شايد شناخت تاثيرش را روي دوست داشتن بگذارد اگر چه شايد همه ي تاثيرش آن نباشد. پ.ن: به يقين بهجت را نشناخته بودم... |+| نوشته شده توسط من در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 21:27
جان جهان
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بوده ای پ.ن: طرف ورداشته یه کتاب جیبی در مورد شاملو نوشته اسمشم گذاشته نقد! |+| نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 13:16
قال شیخنا
العبد یدبّر و و هو يرين بتدبيره...
|+| نوشته شده توسط من در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 22:0
|